خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

592

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

عمود قولى است كه برحسب ظن ، بالذات منتج مطلوب است . و اعوان ، اقوال و احوالى است كه خارج از عمود است . از آن‌جا كه هدف اين صناعت ، صرفا اقناع بوده ، و نه تحقيق مطلق يا الزام صرف ، بنابراين هر امرى كه اقناع‌آور باشد خواه امرى خارجى يا داخلى ، در اين صناعت معتبر است . و اقناع فقط به ذكر قياس نيست ، بلكه گاه از شهادت يك انسان صادق و يا از يك اماره نيز حاصل مىشود . به‌طور كلى امورى كه مقتضى اقناع‌اند بر دو دسته‌اند : امورى كه مقتضى خود اقناع بوده ، و امورى كه مقتضى استعداد اقناع‌اند . توضيح آن‌كه : مقتضى نفس اقناع مىتواند يكى از اين‌دو امر باشد . عمود ، شهادت شاهد . شهادت نيز بر دو نوع است : شهادت قول ، شهادت حال . شهادت قول نيز داراى اصنافى است : الف - شهادت كسى كه مقتداست ، مانند پيامبر ، امام ، حكيم يا شاعرى كه به قول او استناد مىشود . ب - قول گواهانى كه مدعى را تصديق مىكنند . ج - قول حاكم يا حاضرانى كه مورد قبول بوده و قول آن‌ها مفيد اقناع است . شهادت حال نيز داراى دو صنف است : الف - شهادت حالى كه عقل آن را ادراك مىكند ، مانند فضيلت گوينده ، يا شهرت وى به صدق و اعتماد و جدا كردن حق از باطل . ب - شهادت حالى كه به حس ادراك مىشود و اين نيز يا برحسب قولى مانند تحدى ، سوگند و عهد بوده و يا برحسب امرى ديگر است . توضيح اين مطلب بدين قرار است : تحدى بدين صورت است كه پيامبر از كسانى است كه منكر رسالت وى هستند ، مىخواهد تا با او به معارضه برخيزند و همان‌گونه كه او معجزه‌اى مىآورد ، آن‌ها نيز معجزه‌اى ارائه كنند و بنابراين اگر آن‌ها نتوانند چنين كنند بايد آن پيامبر را تصديق نمايند . يا آن‌كه مثلا : طبيعى به كسى كه با او منازعه مىكند مىگويد : يا تو اين مرض را مداوا كن و يا اگر من مداوا كردم به فضل و برترى من اقرار نما .